ستاره دریایی
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کنآرزوی نابینا
به نام خالق زیبائی
گویند دنیا در بهاران
سرشار از گلهای زیباست
از غنچه بر اندام دنیاست
گویند وقتی ماه شبها
در آسمان پر میگذارد
کالسکه ای از نور مهتاب
سوی زمین ره می سپارد
رقصیدن یک لاله در دشت
بازی با موج دریا
گویند دارد صد تماشا
اما در این دنیای خاکی
از این همه تصویر زیبا
از برگ و کوه آتش و گل
هرگز کسی جز مادرم نیست
جز آرزوی دیدن او
سلام بعد از مدتها
راستش این وبلاگ واسه تبادل اطلاعات در مورد کنکور رشته مدیریت بود اما حالا که کنکور تموم شده میخوام یه خورده درد دل کنم.
انگار این بلوگ ساخته شده تا هر وقت که دلم گرفت بنویسم.آخ که اگه این نوشتن نبود من چی کار میکردم.خیلی وقته که مطلبی رو ننوشتم.راستش من دوست دارم فقط وفقط حرفهای دلمو اینجا عنوان کنم.(سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند) امروز از اون روزهاست.
این سال،واسم خیلی با سالهای پیش فرق داشت.با کسی آشنا شدم که همه زندگیم شد.خیلی چیزهارو دیدم ودرک کردم.اینکه خیلی آدما با بی انصافی هر چه تموم تر قضا وت میکنن با بی انصافی هرچه تموم تر.اینکه با نا مردی با اطرافیان برخورد میکنن.وچه بی رحمانه میخوان ورق زندگی رو به نفع خودشون بر گردونن. چرا؟چرا؟چرا؟....اینکه هیچ کس وهیچ کس و هیچ کس و ...رو ندیدم که منو ببینه،منو بفهمه، درون منو بشناسه.امروز برای خیلیها متاسف شدم. دیگه خسته شدم. این زندگی دلخواه من نیست.آدما دورویی میکنن.غرور دارن، اما نه همشون،چه بسا کسانی رو دیدم که پر از احساس پاک بودن.لطیف،شفاف،...چه روزگاری شده!!تا کی؟
این جهان پراز صدای حرکت پاهای مردمی است ، که همچنان که تو را می بوسند ، طناب دار تو را می بافند.
واقعا متاسفم واسه این انسان نماهای بی انصاف که به راحتی با سرنوشت آدمها بازی میکنن
دلم می خواد بی خیال همه چی بشم،بی خیال درس و دانشگاه ،بی خیال حرفای....دلم می خواد بر گردم به دنیای خودم.که با تموم کوچیکیش دوسش دارم.ولی امروز که این مطالب رو مینویسم ،روزی نو برای من هست.در واقع دوباره متولد شدم. خیلی خوشحالم.دوباره خودمو پیدا کردم.آره!!خودمو دیدم وخیلی جالبه که به وسیله بهترین چشمهای دنیا یعنی چشمهای دلم دیده شدم.اینکه میگم بهترین آخه هیچ کسی نتونسته مثله خودم ،وجود خودمو ببینه.و با تموم وجود درکش کنه.می دونم که خداوند مهربون کمکم میکنه.همونطور که تا به حال منو تنها نذاشته و تنها مونس تنهاییهام بوده.تنها کسی بوده که همیشه باهاش حرف میزدم.و هیچ وقت به من نا رو نزده.خدای خوبم:تورا هر دم صدا کردن چه زیباست! پروردگارا!باز هم کمکم کن.
طبق معمول با دلی پر میام سراغ این وب لاگ. ولی با دستی پر بر میگردم.چقدر سبک شدم.خیلی جالبه آدم حرفاشو به خودش بگه و بعد هم سبک شه!!! ( خب ما اینیم دیگه!! به خودم گفتما!!!)
ای کاش اون هم بخونه ای کاش
سلام
با بهترین آرزوها سال نو را شادباش میگویم. امیدوارم سال ۱۳۸۹ سالی سرشار از سلامتی، موفقیت و شادکامی باشد.
اینم به عنوان عیدی تقدیم به همه کسانی که همه انسانها را دوست دارند و به انسان بودن خود افتخار میکنند:
این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .
Interview with god
گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .
So you would like to Interview me? "God asked."
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
If you have the time "I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشید .
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدی است .
What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟
What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟
Go answered ….
خدا پاسخ داد ...
That they get bored with childhood.
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .
They rush to grow up and then long to be children again.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .
That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.
And then lose their money to restore their health.
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .
By thinking anxiously about the future. That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .
They forget the present.
زمان حال فراموش شان می شود .
Such that they live in neither the present nor the future.
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .
That they live as if they will never die.
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .
And die as if they had never lived.
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .
God's hand took mine and we were silent for a while.
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .
And then I asked …
بعد پرسیدم ...
As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟
God replied with a smile.
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .
To learn they cannot make anyone love them.
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .
What they can do is let themselves be loved.
اما می توان محبوب دیگران شد .
learn that it is not good to compare themselves to others.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .
To learn that a rich person is not one who has the most.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .
But is one who needs the least.
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .
And it takes many years to heal them.
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .
To learn to forgive by practicing forgiveness.
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .
To learn that there are persons who love them dearly.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .
But simply do not know how to express or show their feelings.
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .
To learn that two people can look at the same thing and see it differently.
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .
They must forgive themselves.
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .
And to learn that I am here.
و یاد بگیرن که من اینجا هستم .
Always
همیشه
اثری از ریتا استریکلن
با سلام خدمت همه دوستان
فکر میکنم تا زمانی که برای انجام کاری، هدفی نداشته باشیم انگیزه ای برای شروع و یا ادامه دادن اون کار نداریم.حالا میخواستم از دوستانی که امسال عزم خودشونو جزم کردن تا قبول بشن خواهش کنم هدفهای خودشونو بگن شاید این کار باعث ایجاد انگیزه واسه سایر بچه ها بشه.ممنونم.
از خودم شروع میکنم من تا آذر قصد ادامه تحصیل در ایران رو نداشتم و دنبال کارام بودم واسه رفتن اونور اما یه حادثه غیر منتظره باعث شده که برنامه ها بهم بریزه و من مجبور بشم همینجا ادامه بدم.البته مشکل هنوز حل نشده از همه دوستان التماس دعا دارم.
|
نمونه کارنامه کنکور کارشناسی ارشد آزاد سال 85 مدیریت بازرگانی
|
دانشگاههای ارائه دهنده رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه آزاد-مقطع کارشناسی ارشد
دانشگاههای زیر در دو سال گذشته در این رشته پذیرش داشته اند
تهران – علوم تحقیقات (1387 و 1388)
تهران شمال (1387 و 1388)
تهران مرکزی (1387 و 1388)
قزوین (1387 و 1388)
رشت (1387 و 1388)
اراک (1387 و 1388)
سنندج (1387 و 1388)
کرمانشاه (1387 و 1388)
قشم (1387 و 1388)
ملایر (1387 و 1388)
نراق (1387 و 1388)
نیشابور (1387 و 1388)
فیروزکوه (1387 و 1388)
بابل (1387 و 1388)
ابهر (1388)
زنجان (1388)
مرکز آموزشهای بین المللی خلیج فارس (1388)
(اطلاعات مربوط به سال 1388 می باشد)
نظرات ()